جایی برای نشستن!

 

دارم توی آشپزخونه به کارام میرسم میبینم  اومده از روی میز کنار مبل ها کشان کشان شیرینی خوری را بر میداره و با همه سنگینیش دودستی میگیرتش و میبره میذاره وسط هال
با خودم میگم بذار چند دقیقه ای سرش گرم باشه تا من به کارام برسم

 با ذوق عجیبی صدام میکنه :مامان مامان!
میرم پیشش و میبینم خودش را به زور داخل این ظرف کوچیک جا داده پاهاش را هم جمع کرده تا کاملا جا بشه توش!
حالا همه اینا به کنار
کشته اون مماخشم که  وقتی خودشو لوس میکنه اینطور جمعش میکنه!

 

 

پی نوشت:

همیشه بهترین،عزیزترین ،مهربونترین و محرمترین دوستم مادر عزیزم بوده و هست
ای کاش رابطه من هم با دخترم هم همینطور باشه

روز مادر را به همه مادرهای مهربون و عزیز تبریک میگم
میترا مامان مهرناز اونقدر قشنگ نوشته که حیفم میاد شما هم نخونین!

 

/ 23 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی

سلام مامان پارمین.خیلی وبلاگ پارمین جون قشنگه[لبخند] هر وقت این پیامو خوندید از طرف من لپشو ببوس[ماچ][ماچ][ماچ]

عمه شهین

ماشالا ماشالا ماشالا صد تا ماشالا ماشالا ماشالا به چشم و ابرو کیسه نمک تو پهلو[گل][ماچ]

مریم مامان آریا

سلام من داشتم دنبال جایی که از سوژین خبری داشته باشن می گشتم توی نی نی سایت و به این طریق وب شما رو دیدم دخترتون وااااااااااااااااااااااقعا خوشکل و ناز و خوردنیه ماشاالههههههههههه خدا حفظش کنه از اولش رو نگاه کردم آریای من تازه وارد هشت ماهگی شده و شروع شیرین بازی ها

مامانش

چه بامزه خودشو جا کرده! چه مماغی چین داده[لبخند]