اولین تور گردشگری...

گفته بودم چند روزیه که عسلک را توی روروئکش میذارم .پریروز گذاشتمش توی روروئک و تو آشپزخونه مشغول ظرف شستن شدم که احساس کردم یکی داره از پشت سر نگام میکنه!بله پارمین خانومی عقب عقب اومده بود دم آشپزخونه و برگشته بود طرف پشت سرش منو نگاه میکرد!! کلیییییییییی ذوق مرگ شدم!

اما دیروز که دخمل بلا را گذاشتم تو روروئکش توی اقدامی غافل گیرانه شروع به حرکت کرد و من دقیقا این شکلی شدم تعجب!!

خانم طبق یه برنامه از پیش تعیین شده با کمک مرکب جدید به گشت و گذار دور خونه پرداختند!!  البته توی این برنامه آشپزخانه را هم از قلم نینداخت و اومده جلوی شیشه فر گاز(که حالت آینه ای داره) با خودش کلی درد و دل کرده و بعدش هم کلی خودش را تحویل گرفته و ذوق کرده واسه خودش ! بعد از اون به سراغ ویترین رفت و سعی داشت که چند تا عروسک چینی را برداره که خوشبختانه موفق نشد!!چشمک

حالا دیگه  دختر عسلی وقتی تو روروئکش باشه هرچیزی را که اراده کنه بدون اینکه منت کسی را بکشه  خودش میره بر میداره!

خدا به داد وسائل شکستنی برسه باید تو اولین فرصت همه را بایگانی کنم !!

اینم داستان اولین گردش پارمین که  هدفش شناسایی خونه خودش بود!!

/ 5 نظر / 7 بازدید
سمانه

یلدا برا روروک زود نیست؟ دکتری که سنا رو می برم پیشش می گه از هفت ماهگی به نظرت منم بذارم؟؟ تو پارمینو می ذاری احساس نمی کنی به کمرش فشار بیاد؟ اگه خوبه منم بذارم هان؟؟ راستی خیلی مخلصیما [شوخی]

هدی

سلام زهرای عزیزم[لبخند] همچین نوشتی گردشگری که ما فکر کردیم تور ایتالیایی آنتالیایی و... رفتین [خنده][ابله]کاش چندتا عکس از گردشگری پارمین جون میزاشتی تا بیشتر لذت ببریم [هیپنوتیزم][لبخند] خیلی مواظب خودت باش به آقا فرشید هم سلام برسون[خداحافظ]

تینا بیدی

سلام یلدا جون. ماشالله به پارمین جون. زرنگ و شیطون شده ها. یلدا جون رو فرش هم می تونه روروئکشو حرکت بده یا فقط رو سرامیک؟ [بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل] [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

رویا

نازی حالا حالا ها مونده تا ذوق مرگ بشی هنوز ببین چه دلری ها واست بکنه. زنده و سالم باشه الهی

سمانه

خییییلی ممنون که منو اینهمه تحویل گرفتی و سوالاتم رو پاسخ دادی [لبخند] منم جهت جلوگیری از ضایع شدن خودمو زدم به بی خیالی و گذاشتمش تو روروک n سال دیگه خدایی نکردههههههههه اگه ستون فقراتش مشکل پیدا کرد میام یقه ی تو رو می گیرم ها نگی نگفتی گذشته از شوخی گفتم آپیدنمو خبر بدم منتظرم پارمینو ببوس