نوروز خود را چگونه گذراندید؟!

امروز باز هم با یه تاخیر طولانی اومدم که عکس بذارم و در مورد این چندمدتی که نبودیم بنویسم 

 

اول از تولدت میگم که تنبلی کردم و عکسش را نذاشتم 

سال 91 با دل خوش و لب خندون و با تم رنگین کمون شمع تولد سه سالگیت را فوت کردی 

 

 تولد را خونه مستاجر مامان اینا گرفتیم  که با خیال راحــــــــــت هرچی دلمون خواست به درودیوارش النگ دولنگ بچسبونم و امسال هم مثل هر سال خاله کوچیکه زحمت همه تزئینات را کشید و الحق که چیزی واسه تو دختر نازم کم نذاشت!

 

 اینم از شام و ژله رنگین کمون! که به دلیل دندون درد شدید و بی موقع من  اصلا از پذیرایی های دیگه عکسی نگرفتم!)): 

 

 و....

خوب با خرید یه گلدون گل پامچال واسه دختر نازم به استقبال بهار رفتیم!

 

 

سال جدید را با یه مسافرت به جنوب آغاز کردیم که خیلی هم بهمون خوش گذشت و توی مسیر من مجبور بودم که هرازگاهی بیام صندلی عقب و واسه وروجک کم حوصله خودم قصه بگم و شعر بخونم و باهم بازی کنیم یا نقاشی بکشیم تا به مقصد برسیم!و گرنه همش بهانه میگرفتی که کی میرسیم خونه! من خسته شدم!!

از اصفهان که راه افتادیم یه سره رفتیم قشم و اونجا همون روز اول از یه خانومی خواستم که روی دستت طرح بزنه و توهم با خوشحالی قبول کردی!!

 

 بعد از مدتی گشت و گذار توی بازارها به کنار دریا رفتیم و همراه هم تا دلت بخواد قلعه ماسه ای ساختیم و آب بازی کردیم!

 

 

 بعد از اینکه از قشم اومدیم بندر عباس مشتاق دیدار دوست نازنینمون رها و مامان نازش بودیم که متاسفانه چون شب رسیدیم بندر امکانش نبود که باهاشون قرار بذاریم و فردا صبح زود هم به سمت اصفهان راه افتادیم .

 

فردای روزی که از مسافرت برگشتیم یکی از دوستان من به همراه خونواده اش به اصفهان اومدن و چند روز بقیه عید را هم درکنار اونها به اصفهان گردی پرداختیم 

این هم از عکسهای اصفهان گردی ما:

 

باغ گل ها:

  

شهربازی جهان نما به همراه سبحان کوچولو:

 

باغ پرندگان که تو عاشقشی!

 

 و بالاخره سیزده به در به همراه تفنگ آب پاشی بزرگت که چون سنگینه عین آر پی چی میذاری روی شونه ات و باهاش شلیک میکنی!!!

 

 

خوب  این از گزارش تصویری همراه با یه قدری توضیحات! 

 

مدتیه که میخوام آپ کنم اما نمیدونم چرا نوشتنم نمیاد!نیشخند

 امشب هم اومدم یه سری بزنم کامنت محبوبه عزیزم را دیدم دیگه از شدت خجالتم آپ کردمخجالت راستش عکسها را چندروزی بود گذاشته بودم اما متن را الان اضافه کردم 

ایشالا یه روز میام و  از شیطنت ها و شیرین زبونیات مینویسم.

 

/ 4 نظر / 51 بازدید
محبوبه

یلدا تو خیلی بدی که نذاشتی من این پرنسس خوشگلتو ببینم. خیلی بدی[گریه] 1000 ماشالله ماه شده جیگر شده واسه خودش. عکساش یکی از یکی قشنگتر. عزیزه برام بخدا. چه حالی هم می کنن دریا ندیده ها[زبان][نیشخند] جونم دخملی رو عروسش کردین و حناش زدین تو بندر، دیگه باید عروس بندریا بشه. ببین چه مشتاقانه نشسته تا حنا بزنن به دستش. یلدا وقتی رها تو دلم بود باغ پرندگان و گلهاتونو اومده بودم و کلی هم عکس دارم ازش. واقعا قشنگه و سبز. ببوس وروجک خوشتیپتو.

محبوبه

نمی دونم نظر طول و درازم اومد یا نه؟

محبوبه

انگاری نرسیده[نیشخند] گفته بودم بهت که خیلی بدی نیومدی من این پرنسس خوشگلتو ببینم خیلی بدی[گریه] 1000 ماشالله بهش که روز به روز ماهتر و جذاب تر می شه. جشن تولدشم خیلی خیلی قشنگه. مبارکش الهی. چه کیفی هم می کنه تو ساحل. چی می شه هر سال یه بار بیان بچه روحیه عوض کنه خب؟ در ضمن منم وقتی رها تو دلم بود اومده بودم و باغ پرندگان و گلهاتون رو دیده بود خیلی قشنگه و سبز و زیبا. یلدا دخملی رو حنا زدی تو بندر باید عروس بندریا کنی ها. گفته باشم. ببین چه مشتاقانه نشسته تا براش حنا بزنن دستشو

فهیمه

تولدت با يه عالمه تاخير مبارك خوشگل خانوم . لباس تولدش خيلي خيلي ناز بود ..... چه جالب كه گذاشته رو دستش طرح حنا بكشيد آترينا حتي دوست نداره صورتش رو نقاشي كنه ! عكسهاي كنار دريا عالي بود خيلي دلم خواست يه سفر برم قشم ..... [چشمک]