ای خدا.................................

کاش یه جایی بود یه جایی دوراز همه کس و همه جا

جایی که میشد تمام بغض های در گلو مانده را فریاد زد ...

جایی که میشد بی محابا گریست...

 

انارکم برگ گلم  فقط 6 روز دیگه تا دوسالگیت مونده بود که رفتی

زهرای نازنینم این عصر جمعه دلگیر را چه میکنی بدون انار

مهمونام رفتن و پارمین هم خوابیده الان تنها شدم .

صدای اذان مغرب بغضم را میشکند و خبری که از ظهر گیج و منگم کرده را باز مرور میکنم

"دوستان گل انار فرشته آسمونی شد بیایید برای صبر دل دوستمون زهرا و همسرش سوره عصر را هر چقدر میتوانیم بخوانیم"

انار کم چقدر زجر  کشیدی عزیز دل خاله ...

چقدر زجر کشیدی

چقدر زجر کشیدی

دعاها نمازها ختم قران ها  همش برای شفای تو بود

خدایا شفای انار را توی رفتنش قرار دادی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خدایا به دل زهرای نازک دلم رحم میکردی !

امشب چه میکنه زهرا؟؟؟؟؟؟؟

عکس تولد یکسالگیش پیش رومه! تپلی من! سفیدروی نمکی من!با اون موهای لخت مشکی و چشمان گرد و زیبا!کجا رفتی آخه؟؟

خدایا به زهرای نازنینم صبر بده!خدایا..............