نازنینی مثل برگ گل

عزیزی نفسی برام ، نمیدونم کی و کجا  خدای مهربون صدای خواهش من را شنید و تو دردانه آسمانی را به من هدیه کرد .

اولین بار که تپش قلب کوچولوت را شنیدم،  تمام غم های توی قلبم جاشون را به شادی دادند واز اون روز  دیگه هیچ غمی توی دلم نمیشینه. غم و غصه ها مثل همیشه میان و وقتی میبینند جایی ندارند راهشون را میکشن و میرن!

آخه من یه دختر دارم که تموم قلب مامانش را تسخیر کرده!

دختری که با اداهاش ، با رفتارهاش، با مهربونیاش  به مامانش میگه  مامان من هدیه خداوندم برای دل دردمند تو! پس تا وقتی خدای به این مهربونی را داری که واسه غمهای گذشته و آینده ات مرهمی اینچنینی بهت هدیه میده، دیگه چی میخوای؟!

همیشه آرزوی داشتن یه دختر داشتم  و خداوند این آرزوی من را برآورده کرد و تو نوگل نازنین را بهم هدیه داد

امیدوارم بتونم مادر خوبی برات باشم وعاشقانه برات مادری کنم!

 

 

 

بعدا نوشت:از تمام دوستان خوبم که توی پست قبلی من را مورد لطفشون قرار دادن و راهنماییم کردن ممنونم!