آخه مامانی من
عروسک من
عسلی مامان
چی بهت بگم
چرا غذا نمیخوری؟
نزدیک 20 ماهت شده
دیروز دکترت تاکید داشت که دیگه اصلا بهت شیر خشک ندم و شیر پاستوریزه را هم با لیوان بهت بدم
اما جناب دکتر نمیدونن که من از موقع غذاخور شدنت تا الان 13 ماهه که دارم  روت کار میکنم اما موفق نشدم که مثل بچه آدم  بهت غذا بدم بخوری
اگه ماست باشه با کمال اشتها یه تغارشم باشه میخوری و پا میشی
کوچیکتر که بودی یه غذایی را با ماست قاطی میکردم و تو هم به خیال اینکه ماسته میخوردی اما الان
خیلی بلا شدی و وقتی میبینی چیزی توشه میگی بریز جاش ماست بده!!!یا اگه زیاد اصرار کنم قهر میکنی و گریه کنان میدوی میری روی مبلا وارونه میخوابی  و گریه میکنی!
نمیدونم از دستت چه کار کنم
بعضی وقتا گشنه نگهت میدارم و بهت شیر نمیدم تا غذا بخوری اما اینقدر گریه و بیتابی میکنی که من تسلیم میشم و باز شیشه ات را بهت میدم
نمیدونم واقعا مستاصل شدم
به دلم مونده یه هریره بادومی ،فرنی ، بستنی ، شکلات یا بیسکوییت را مثل بچه های همسن و سالت بخوری
اما زهی خیال باطل !!
نمیدونم تا کی میخوای به اینکارات ادامه بدی؟؟!!

 

 

یه نیگاه به این لباش بکنین این حکایت تصویری امروز ظهرمونه!کلافه

البته ما که همیشه از این حکایت ها داریم!