چند روزیه اومدم خونه مامانم. دردهام خیلی زیاد شده و بند بند انگشتام ورم کرده ودرد داره. عملا انجام خیلی کارا برام سخت شده  . مامانم همینطور مثل پروانه دورم میگرده و  و تمام کارای پارمین را انجام میده و من فقط وظیفه شیر دادنش را برعهده دارم! که اونم اگه مامانم میتونست نمیگذاشت من انجامش بدم!!!

واقعا خودم خجالت میکشم از اینکه من بشینم و مامانم لقمه دهنم بذاره . دکترم که داروی خاصی بهم نداده  اما یه دکتر گیاهی رفتم که یه سری داروی گیاهی و عرقیات  بهم داده مامانی عین یه پرستار وظیفه شناس  داروها را سروقت بهم میده .بعضی وقتا تصمیم میگیرم برگردم خونه خودم اما مامان میگه من تا تورو خوب خوب نکنم اجازه نمیدم برگردی خونت!

 

امروز که یه قدر بهتر بودم گفتم بیام آپ کنم.
این عکس هارا چند روز پیش از پارمین گرفتم میخوام بدم سایزبزرگ چاپش کنن تا الان هیچ کدوم از عکساشو چاپ  نکردم! 

 


 

بعدا نوشت:

عکس بالایی جای سئوال داشته برا خیلی از دوست جونام! اونم اینکه چطوری یه بچه دو ماه و نیمه را نشوندم و عکس گرفتم؟؟!!

راستش مامانم رو اپن آشپزخونه نشوندش و از پشت بغلش کرد بعد هم با فتوشاپ روش کار کردم به همین سادگی