امروز در آستانه عید پارمین خانومی یکسالگی را پشت سر گذاشت و 13 ماهه شد!
خانوم  خانوما هنوز به طور مستقل راه نمیره بعضی وقتا میخواد یه کارایی بکنه اما جراتش را نداره به راحتی می ایسته و قر میده و نانای میکنه اما فقط چند قدم راه میره و بعدش دامب!!!می افته زمین! گاها ماتحت همایونی زمین میخوره  اما امان از وقتی که از پشت بیافته! بمیرم واسش کلی گریه میکنه !

در کل دائم از سرو کول من بالا میره و راضیه فقط انگشت کوچیکه منو بگیره و تاتا کنه!

کلمات زیادی را به راحتی ادا میکنه و کلا به هرصورت شده منظورش را میرسونه:
 
مامان
بابا
ادیث(خاله محدثه)
موعَمّد(دایی محمد)

عکس

شهلا!!(این کلمه را خیلی وقته میگه!!)
جوجو
اسب
پیشی
هاپو
ماه(ماهی )
به به (شیشه شیر)
مینو مینو(میو میو)
دَ دَ

ببعی
عام عام (ماشین)
دیگول دیگول( کتاب!)
عمو
عمه
بوسسسسسس
بوزی(عروسک بزغاله اش!)
عروس(عروسک)
اییا(بیا)
باش (باشه)
مرسی

فعلا همینا یادمه!!

راستی برعکس مامانش که عاشقه کارتونه اگه گفتین چی دوست داره؟؟

.

.

.

فیلم های علمی و آموزشی واقعی یه چیزی تو مایه های راز بقا!!!

 

 چند روز پیش من و فرشید سر یه موضوعی داشتیم بحث میکردیم فرشید همش خط و نشون میکشید و با من شرط میکردمشغول تلفن اونوقت پارمین نگاه میکنه تو چشای باباش و تند و تند پشت سرهم میگه باش باش (باشه! یعنی چشم!)قهقهه
فرشید میگه یه کم از دخترت یاد بگیر! چه همه حرف های منو قبول میکنه و میگه باشه!!

از خود راضیاز خود راضیاز خود راضیاز خود راضیاز خود راضیاز خود راضیاز خود راضیاز خود راضیعینکعینکعینکعینکعینکعینکعینکعینکعینکعینکعینکعینک