گفته بودم چند روزیه که عسلک را توی روروئکش میذارم .پریروز گذاشتمش توی روروئک و تو آشپزخونه مشغول ظرف شستن شدم که احساس کردم یکی داره از پشت سر نگام میکنه!بله پارمین خانومی عقب عقب اومده بود دم آشپزخونه و برگشته بود طرف پشت سرش منو نگاه میکرد!! کلیییییییییی ذوق مرگ شدم!

اما دیروز که دخمل بلا را گذاشتم تو روروئکش توی اقدامی غافل گیرانه شروع به حرکت کرد و من دقیقا این شکلی شدم تعجب!!

خانم طبق یه برنامه از پیش تعیین شده با کمک مرکب جدید به گشت و گذار دور خونه پرداختند!!  البته توی این برنامه آشپزخانه را هم از قلم نینداخت و اومده جلوی شیشه فر گاز(که حالت آینه ای داره) با خودش کلی درد و دل کرده و بعدش هم کلی خودش را تحویل گرفته و ذوق کرده واسه خودش ! بعد از اون به سراغ ویترین رفت و سعی داشت که چند تا عروسک چینی را برداره که خوشبختانه موفق نشد!!چشمک

حالا دیگه  دختر عسلی وقتی تو روروئکش باشه هرچیزی را که اراده کنه بدون اینکه منت کسی را بکشه  خودش میره بر میداره!

خدا به داد وسائل شکستنی برسه باید تو اولین فرصت همه را بایگانی کنم !!

اینم داستان اولین گردش پارمین که  هدفش شناسایی خونه خودش بود!!